كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

742

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه نگرويدند وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا و تكذيب كردند مر آيتهاى ما را فَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ پس آن گروه مر ايشان راست عذاب خواركننده و رسواسازنده وَ الَّذِينَ هاجَرُوا و آنان كه هجرت كردند و از ديار خود ببريدند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى يعنى در طاعت و اطاعت خداى تعالى و از براى رضاى وى ثُمَّ قُتِلُوا پس كشته شدند در جهاد با دشمنان دين أَوْ ماتُوا يا بمردند شربت شهادت ناچشيده لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ هر آئينه روزى دهد ايشان را خداى تعالى رِزْقاً حَسَناً روزى نيكو كه نعيم بهشت است نه تعبى رسد در تحصيل آن و نه علتى بود در تناول آن و نه دغدغه انقطاع باشد در آن آورده‌اند كه بعضى از صحابه رض گفتند يا رسول اللّه ما با جمعى برادران دينى بجهاد مىرويم و ايشان شهيد مىشوند و به عطيات الهى مشرف مىگروند و اگر ما بميريم و شهيد نگرديم حال ما چون شود اين آيت نازل شد كه چون همه در نيت جهاد متفق بوديد همه را رزق حسن خواهيم داد وَ إِنَّ اللَّهَ و به درستى كه خداى لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ هر آئينه اوست بهترين روزىدهندگان كه بىحساب مىدهد لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ تا درآرد ايشان را در بهشت عنبر سرشت زرّين خشت درآوردنى كه پسندند آن را يعنى ملائكه را باستقبال ايشان فرستد و به تعظيم تمام ايشان را در بهشت درآرد و ايشان را بدهد ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ و به درستى كه خداى تعالى دانا است باحوال ايشان و اعادى ايشان حَلِيمٌ بردبار است در عقوبت اعدا تعجيل نفرمايد و در تبيان آورده كه قومى از مشركان در اواخر ماه محرم خواستند كه با مسلمانان قتال كنند و اهل اسلام از قتال در ماه محرم اجتناب نموده گفتند صبر كنيد تا شهر محرم بگذرد كافران راضى نشدند و مسلمانان با ايشان كارزار كرده مظفر و منصور شدند اين آيت از ان خبر مىدهد ذلِكَ وَ مَنْ عاقَبَ اين حكم است خداى كه گفته شد در باب مؤمن و كافر و هر كه عقوبت كند يعنى با مشركان مقابله نمايد بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ بمانند آنكه به او عقوبت كرده شد يعنى قتال كردند ، جزا را براى ازدواج عقوبت مىگويند يعنى جزا دهد ظالم را به مثل آنچه ظلم كرده ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ پس ستم كرده شود برو يعنى معاودت كند به او به عقوبت معاقب ثانى كه مجازى و منتقم است لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ هر آئينه نصرت دهد خداى تعالى او را إِنَّ اللَّهَ بتحقيق خداى تعالى لَعَفُوٌّ هر آئينه عفوكننده است غَفُورٌ آمرزنده است مر منتقم را تعريض است به‌آنكه عفو از انتقام بهتر است و لمن صبر و غفران ذلك لمن عزم الامور صاحب موضح مىفرمايد كه حكم آيت در بيان جراحات است يعنى كسى را مجروح ساختند و او در برابر جارح خود را مجروح گردانيد ديگرباره به ازاى آن جروح بر مجروح اوّل اعاده جرح كردند حق سبحانه او را يارى مىكند ذلِكَ آن نصرت مظلوم را بِأَنَّ اللَّهَ بسبب آنست كه خداى تعالى قادر است بر آنكه چيزى را بر چيزى غالب گرداند و از جمله آنكه يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ درمىآرد شب را در روز و ساعتهاى او را مىافزايد يا ظلمت شب را بجاى روشنائى روز مىنهد . وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ درمىآرد روز او در شب و ساعتهاى او را زياده مىسازد يا ضوء نهار را بجاى ظلمت ليل مىآرد وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ و بسبب آنست كه خداى تعالى شنواست قول معاقب را بَصِيرٌ بينا است باحوال منتقم .